تبليغاتX
سنجش

سنجش

الکترونیک و مخابرات

 

       10  مکان شگفت انگیز ساخته دست بشر !

                                         تخت جمشید

 تخت جمشید یا پارسه که در شهرستان   مرودشت در شمال استان فارس واقع است، نام یکی از

شهرهای باستانی ایران است که طی سالیان پیوسته، پایتخت مجلل و تشریفاتی امپراتوری ایران در

زمان امپراتوری هخامنشیان بوده‌ است. در این شهر باستانی، مجموعه کاخ‌هایی به نام تخت جمشید

وجود دارد که در دوران زمامداری داریوش بزرگ، خشایارشا و اردشیر اول بنا شده ‌است و به مدت حدود

۵۰ سال، مرکزی برای برگزاری مراسم آیینی و جشن‌ها مخصوصاً نوروز بوده ‌است. تخت جمشید با

نام‌های پارسه، هزارستون، چهل منار و پرسپولیس نیز معروف است. بنیانگذار تخت جمشید داریوش

بزرگ بود، البته پس از او پسرش خشایارشا و نوه‌اش اردشیر یکم با گسترش این مجموعه به بزرگی آن

افزودند. بسیاری از اطلاعات موجود که در مورد تاریخ هخامنشیان و فرهنگ آنها در دسترس است به

خاطر سنگ‌نبشته‌هایی است که در این کاخ‌ها و بر روی دیواره‌ها و لوحه‌های آن حکاکی شده ‌است. باور

 تاریخدانان بر این است که اسکندر مقدونی سردار یونانی در ۳۳۰ پیش از میلاد، به ایران حمله کرد و

تخت جمشید را به آتش کشید و احتمالاً بخش عظیمی از کتابها، فرهنگ و هنر هخامنشی را با اینکار

نابود نمود. با این‌حال ویرانه‌های این مکان هنوز هم در شهرستان مرودشت در استان فارس برپا است و

باستان شناسان از ویرانه‌های آن نشانه‌های آتش و هجوم را بر آن تأیید می‌کنند. این مکان از سال ۱۹۷۹

 یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است.








دیوار چین

این دیوار در نقشه جغرافیایی چین ۷۰۰۰ کیلومتر امتداد یافته است. این اثر سال ۱۹۸۷ در "فهرست میراث

 جهانی" ثبت شد. این ادعا که این دیوار تنها پدیده انسانی است که از فضا قابل رویت می باشد، بارها

تکذیب شده است ولی هنوز در باور عوام جا دارد. تاریخ ساخت دیوار چین به قرن ۹ قبل از میلاد باز می

 گردد. حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیت های شمالی، برجهای آتش برای خبر رسانی و

یا قلعه های مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد. در دوره

حکمرانی سلسله های بهار و پاییز و کشورهای جنگجو، میان دوک ها جنگ بر پا شد و کشورها با

استفاده از کوه های مرزی به ساخت دیوار پرداختند تا سال ۲۲۱ قبل از میلاد، امپراتور چین شی خوان

پس از به وحدت رساندن چین، دیوارهای دوک ها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای

 شمالی بر روی کوه ها درآمد. او می خواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری

کند.









اهرام مصر

مجموعه اهرام جیزه نام مجموعه اهرام تاریخی ساخته شده در دوران مصر باستان است که در حاشیه

شمالی شهر قاهره کنونی واقع شده است. هرم بزرگ جیزه یکی از اهرام در مجموعه اهرام جیزه و تنها

 بازمانده عجایب هفت گانه جهان محسوب می شود. قدمت اهرام جیزه به سلسله چهارم مصر می

رسد که نام های آنها عبارتند از هرم خوفو، هرم خفره و هرم منکور. که خوفو بزرگترین شان و یکی از

عجایب هفت گانه است.







تاج محل

آرامگاه زیبا و باشکوهی است که در نزدیکی شهر اگرا و در ۲۰۰ کیلومتری جنوب دهلی نو پایتخت هند

واقع شده است. این بنا به دستور شاه جهان، پنجمین امپراتور گورکانی هند به منظور یادبود همسر

ایرانی محبوبش ممتاز محل که در سال ۱۶۳۱ ( میلادی ) به هنگام وضع حمل فوت کرد بنا شده است.

شاه بنا به وصیت همسرش تصمیم گرفت با ساخت بنایی زیبا، مجلل و عظیم، همسرش را جاودانه کند.

 از این رو آرامگاهی زیبا بر روی قبر او بنا نهاد.










ماچو پیچو

به معنی قله قدیمی، یک محوطه باستانی به جا مانده از آثار دوره اینکاها می باشد که در ارتفاع ۲٬۴۳۰

متری از سطح دریا در دامنه کوه در بالای دره اوروباما در کشور پرو و در ۷۰ کیلومتری شمال کوسکو قرار

گرفته است. اغلب اوقات از آن به عنوان "شهر گمشده اینکاها" یاد می شود. ماچو پیچو احتمالأ شناخته

 شده ترین نماد امپراتوری اینکاها می باشد.



این شهر در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی ساخته شده و صدها سال پیش در زمان فتح اینکاها توسط

اسپانیایی ها متروک شده است. برای قرن ها فراموش شده بود و به جز عده ای از مردم محلی کسی از

 آن نامی به خاطر نداشته است. این اثر در سال ۱۹۱۱ میلادی توسط هیرام بینگهام، تاریخ شناس

آمریکایی به جهانیان معرفی شد. پس از آن، ماچو پیچو به یکی از مناطق جذب توریست تبدیل شد و در

 سال ۱۹۸۱ میلادی در فهرست آثار کشور پرو و در سال ۱۹۸۳ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو

به ثبت رسید. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته می شود.

 










انگکور وات

انگکور وات نام مجموعه ای از معابد است که در اوایل سده دوازدهم برای شاه سوریاوارمان دوم در انگکور

 در کامبوج ساخته شد تا پرستشگاه حکومتی و پایتخت او قرار گیرد. این معبد که در ابتدا معبدی هندو

 بود و به ویشنو، خدای هندیان تقدیم شده بود پس از ورود آیین بودا به معبدی بودایی بدل شد. انگکور

وات که تا به امروز به خوبی حفظ شده است هنوز هم تنها پرستشگاهی است که از زمان ساختش تا

کنون به عنوان یک مرکز مذهبی استفاده می شود.



این معبد بزرگترین بنای مذهبی در جهان است و معماری اصیل خمری را می توان در آن مشاهده نمود.

انگکور وات که اصلی ترین جاذبه گردشگری کامبوج است، نشان ملی آن کشور نیز به شمار می آید و

طرح آن بر روی پرچم کامبوج نیز نقش بسته است. "انگکور وات" ترکیبی امروزی به معنای "پرستشگاه

شهر" است. "انگکور" شکل بومی کلمه نوکور است که از واژه سانسکریت ناگارا به معنای پایتخت یا شهر

 گرفته شده و "وات" نیز واژه خمری برای معبد است. پیشتر این معبد به نام Preah Pisnulok شناخته می

 شد که لقب پس از مرگ بنیان گذارش شاه سوریاوارمان دوم بود.

 









شهر ممنوعه

شهری قدیمی در منطقه پکن، پایتخت کشور چین است و یکی از مهمترین دیدنی های تاریخی این

کشور به شمار می آید. شهر ممنوعه به روایتی وسیع ترین و کامل ترین مجموعه معماری چوبی در

جهان به شمار می رود. احداث شهر ممنوعه در سال ۱۴۰۶ میلادی با دستور جو دی دومین امپراتور

سلسله مینگ آغاز گردید و ظرف ۱۴ سال ساخته شد. تا سال ۱۹۱۱ میلادی و نابودی سلسله چینگ

( قریب ۵۰۰ سال ) جمعا ۲۴ امپراتور در این شهر ممنوعه اقامت کرده و بر چین فرمان رانده اند. از سال

۱۹۲۴ بازدید از این مجموعه به عنوان کاخ موزه برای عموم آزاد گردید و ممنوعه بودن آن پایان پذیرفت.

این اثر نادر با ساختگاهی مستطیل شکل مساحتی حدود ۷۲ هکتار را در برمی گیرد. ابعاد آن ۹۶۱ متر

طول در امتداد شمال به جنوب و ۷۵۳ متر عرض در امتداد شرق به غرب است. دیواری با ارتفاع ۱۰ متر و

خندقی با عرض ۵۲ متر دورتا دور مجموعه را فراگرفته است. دیوار در هر ضلع خود یک دروازه را جای داده

است. بر روی ضلع جنوبی "دروازه نیمروز" ( Meridian Gate ) و بر روی ضلع شمالی "دروازه نیروی

ایزدی" ( Gate of Divine Might ) قرار دارد. دیوارها ضخیم هستند و طوری طراحی شده اند که در برابر

آتش توپخانه آن زمان مقاومت کنند.









معابد باگان پاگودا

مجموعه معابد بودایی است که مربوط به قرن 11 تا 13 میلادی است و در بخش ماندالایِ برمه واقع شده

 است. مساحتش 41 کیلومتر مربع می باشد و از چندین معبد مختلف تشکیل شده است.










معبد کارناک

معبد بسیار بزرگی در کنار رود نیل است که کانون مذهبی مصریان در زمان مصر قدیم بوده است. به این

 دلیل کارناک نامیده شده، چون توسط دهکده ای جدید به همین نام دربر گرفته شده. از چندین معبد

مختلف و همینطور رودخانه مقدس تشکیل شده. به عنوان بزرگترین مجموعه تاریخیِ مذهبی شناخته

شده است.









تئوتیهواکان

نام مکان باستانی بزرگی است در حوزه آبگیر مکزیک که بزرگترین هرم هایی که پیش از درون شد

اسپانیاییان بدین سرزمین ساخته شده است در آن جای دارد. تئوتیهواکان از نیمه نخست هزارهٔ یکم در

اوج و بزرگترین شهر قاره آمریکا پیش از اکتشاف این قاره به دست اروپاییان بود. در اوج خود این شهر

۱۰۰ هزار نفر را در خود جای می داده است. این شهر بر سراسر آمریکای میانه نفوذ داشته است.

 مردمان آن به احتمال از گروه های نژادی ناهوا، اتمی و توتوناک بوده اند.



این بخش تاریخی امروزه در شهرداری سن خوان در ایالت مکزیکو جای گرفته است و در حدود ۴۰

کیلومتری شمال خاوری شهر مکزیکو. این بخش تاریخی ۸۳ کیلومتر مربع گستردگی دارد و از ۱۹۸۷ در

فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت است.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 10:10  توسط تروی  | 

  

       روایت عاشق شدنِ «دکتر شریعتی» در واقعۀ ۱۶ آذر ۳۲

 

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

 

یکی از روایتهایی که در مورد 16 آذر که بین مردم مشهد رایج است، دلباختگی دکتر

 

علی شریعتی است. بنا بر آنچه که مردم تعریف می کنند، در این روز، علیِ جوان که

 

 در آن روزها سرآغاز سنین شور نشاط را از می گذرانده است، هنگامی که با

 

دوستان خود در حال گذر از محله شان بوده است، متوجه همهمه ای می شود. در

 

اثنای کند و کاو برای ارضای حس کنج کاوی جوانانۀ خویش، دُرشکه ای از روبرویش

 

 می گذرد. «علی» در درشکه دختری را می بیند که اشک در چشمانش حلقه زده و

 

مردم راه به راه به او تسلیت می گویند. علی از دوستانش هویت دختر را جویا می

 

شود:

 


- کیست این دختر؟

 


- دختر آقای شریعت رضوی است. پوران.

 

- اشکهایش برای چیست؟ چرا مردم به او تسلیت می گویند!؟

 

- می گویند «آذر» برادرِ پوران، به ضرب گلولۀ نیروهای نظامی در دانشگاه فنی تهران

 

 کشته شده است.

 

 

شواهد نشان می دهد که تأثیر آن روز از ذهن علی پاک نشده بوده است. زیرا پوران

 

 اولین برخورد جدی خود با علی را اینگونه توضیح می دهد: یک روز دکتر غلامحسین

 

 یوسفی که یکی از استادان ما بود، برای من کتاب مسعود سعدسلمان را به عنوان

 

 موضوع تحقیق تعیین کرد. پرسیدم این کتاب را از کجا می توانم پیدا کنم. از پشت

 

 سر من علی شریعتی آرام گفت؛ «من این کتاب را دارم، برایتان می آورم.»

 

 

در باورِ مردم مشهد، شانزدهم آذر ماه، سالروز افشانده شدن تخم مهر و محبتِ

 

 «پوران» در دل «علی» است. آری! در سالهایی نه چندان دور، این دو جوان آغوش

 

عاشقی را بر یکدیگر می گشایند و سالهای سال غمخوار یکدیگر می شوند و زیر

 

سقف هایی بسیار اما از یک جنس باهم زندگی می کنند. سقفی از جنس آگاهیِ

 

عاشقانه. حاصل زندگی پوران و علی، سه فرزند می شود. احسان، سارا و سوسن.

 

 که هرکدام شاید وجهه ای از شخصیت دکتر علی شریعتی باشند.

 

 


«علی» که پدرش از همراهانِ شناخته شدۀ نهضت ملی بود، به خوبی می دانست

 

 که در آن روز _ ۱۶ آذر ۱۳۳۲_ «آذر شریعت رضوی» در دانشگاه چه می کرده است و

 

 چرا کشته شده است. شاید اولین جرقه های تئوری پردازی دربارۀ مفاهیمی

 

همچون ، عدالت، آزادی، ظلم ستیزی، شهادت و... از همین جا در ذهن علیِ جوان

 

هرچند که نزدیکان دکتر شریعتی کم و بیش این روایت را تایید می کنند، ولی در مورد

 

 درستیِ این روایت که در بین مردم جاری است مدرک مستدلی در دست نیست. اما

 

 چه حاجت به مردک! که مردم آن روایتی که می خواسته اند را ساخته اند و سینه به

 

 سینه نقل کرده اند. آزادی خواهی آن سه شهید و یا به قول دکتر علی شریعتی:

 

«آن سه آذر اهورایی» در باورِ مردمی، به عشقی پایدار گره خورده است. از این رو که

 

 همۀ مردم _ که کم و بیش طعم آسمانی عشق را چشیده اند_، پوران، علی، آذر و

 

16 آذر را نیز آسمانی کرده اند.

 


یاد «آذر» و «علی» گرامی و زندگی «پوران» پایدار باد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 8:25  توسط تروی  | 

         هفته بسیج به بسیجی های واقعی مبارک باد

 

من به عنوان یکی از شهروندان خرم آباد یک انتقادی دارم از مسؤلان بسیج در خرم آباد

 

 

رؤسا محترم پایگاههای بسیج و مسؤلان محترم :  شما به این جوانهای که مدعی

 

هستند

 

بسیجی هستند چه نشان می دهید

 

از زندگی چه نشانشان می دهید

 

من در روز جمعه به تاریخ ۵/۹/۱۳۸۹ ساعت ۱ بعد از ظهر  به خاطر کاری به طرف میدان

شقایق حرکت کردم

 

کنار مسجد ( دور میدان بسیج -سمت راست ) پیر مرد ژنده پوشی را دیدم  که کنار

 مسجد ( خانه مخربه ای وجوددارد)

 

 در حال رفع حاجت خود بود - مشخص بود پیرمرد  درمانده و بی کسی است و از نظر

 مالی در تنگنا  است

 

- پشت سر پیر مند جوان بسیجی ( با لباس لجنی و کلاه تکاوری و چفیه   ) ایستاده

 

بود و داشت از پیر مرد فیلم برداری و عکس  می گرفت از ماشین پیاده شدم و به جوان

 

 بسیجی نزدیک شدم و  گفتم : چکار میکنی

 

جوان بسیجی با خنده گفت : هیچی  و خنده کنان پا به فرار گذاشت

 

به نظر شما یکی خارج از ایران این صحنه را ببیند راجب بسیجی ها چه فکر میکند

 

شما به این جوانها چی آموزش میدهید

 

اینها مثلا بایستی الگو باشند

 

آیا اینها می توانند جا پای بسیجی های واقعی بگذارند . آنهای که جانشان را دادند تا

 

ما به راحتی زندگی کنیم

 

به نظر شما اینها هم میتوانند جان بر کف باشند 

 

باعث تاسف است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 5:48  توسط تروی  | 

   

          ویژگی های یک دیکتاتور از زبان آیت الله طالقانی

 

 

 

یك دیكتاتور دین را به استخدام می گیرد. شرف و انسانیت را به استخدام خود می گیرد. دروغ می گوید.

 فریب می دهد. خدا را شاهد می گیرد که من دلسوزترین مردم در حق شما ملت هستم. ولی روحیه

 اش لجوج ترین و کینه ورزترین مردم است نسبت به خلق!


وقتی سوار کار نشده وعده میدهد؛ وقتی سوار شد دیگر به هیچ چیز رحم نمی کند. این خاصیت یک

 دیکتاتور است

سخنرانی آیت الله طالقانی در کاخ سعد آباد

منتشر شده در روزنامه کیهان ۲۵ مرداد ۱۳۵۸

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 9:39  توسط تروی  | 

 

 

                    جمله تلخ از دکتر علی شریعتی

 

70257.jpg
 
 

من در کشوری زندگي مي كنم كه زبانش پارسي است اما به آن فارسي مي گويند چون عربي "پ" ندارد
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 4:43  توسط تروی  | 

 

                       کورش کبیر و لوح حقوق بشر

 

او نماد فرهنگ و قدمت بالای ایران زمین و افتخاری برای همه ما ایرانیها با هر نژاد و زبان است. امروز مطالبی را در

 مورد لوح کورش کبیر آماده کرده ایم و پیشنهاد میکنیم شما نیز مطالعه کنید.

www.Clickkon.com



منشور حقوق بشر کوروش یا استوانه کوروش دوم (بزرگ) لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد

به فرمان کوروش دوم هخامنشی پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی نگاشته شده است. نیمه نخست این

 لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمه پایانی آن سخنان و دستورهای کورش به زبان و خط میخی اکدی (بابلی نو)

نوشته شده‌است. این استوانه در سال ۱۲۵۸ خورشیدی/ ۱۸۷۹ میلادی در نیایشگاه اِسَگیله (معبد مردوک، خدای

بزرگ بابلی) در شهر بابل باستانی پیدا شده‌ و در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شود. این منشور یکی از

بزرگترین نشانه‌های روحیهٔ بردباری در فرهنگ ایرانی است.


اکتشاف
در سال ۱۲۵۸ خورشیدی/ ۱۸۷۹ میلادی به هنگام کاوشهای باستان‌شناسی هیئت بریتانیایی در محوطه باستانی

 بابل در بین‌النهرین (میان‌رودان)، هرمزد رسام، باستان‌شناس بریتانیایی آسوری‌تبار، استوانهٔ گلی‌ای را یافت که

شامل نوشته‌هایی به خط میخی بود. جنس این استوانه از گل رس است، ۲۲.۵ سانتی‌متر طول و ۱۱ سانتی‌متر

 عرض دارد و دور تا دور آن ۴۵ سطر (به جز بخش‌های تخریب‌شده) به خط و زبان اکدی (بابلی نو) نوشته

شده‌است. بررسی‌های بعدی نشان داد که نوشته‌های استوانه در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ

 پس از شکست دادن نبونید و تصرف کشور بابل، نویسانده شده است. این اثر در نیایشگاه اِسَگیله (معبد مردوک)

در شهر بابل قرار داده شده‌ بود. در حال حاضر این لوح سفالین استوانه‌ای در بخش «ایران باستان» در موزه بریتانیا

نگهداری می‌شود.

از سوی دیگر، در سال ۱۳۷۵ آشکار شد که بخشی از یک لوحه استوانه‌ای که آن را متعلق به نبونید پادشاه بابل

 می‌دانستند، در حقیقت پاره‌ای از استوانه کوروش بزرگ، از سطرهای ۳۶ تا ۴۳ است. پس از این آگاهی، این پاره ا

ز لوح استوانه‌ای که در دانشگاه ییل (Yale) در آمریکا نگهداری می‌شد، به موزه بریتانیا در لندن انتقال داده شد و به

 استوانه اصلی پیوست گردید.

ساخت منشور
کوروش دوم یا کورش کبیر، بنیان‌گذار پادشاهی ایران و آغازگر سلسله هخامنشیان، پس از تسخیر بابل، در بابل بر

 تخت پادشاهی نشست کرد و ادیان بومی را آزاد اعلام کرد. برای جلب محبت مردم میانرودان (بین‌النهرین)، مردوک

 که بزرگترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخته، او را نیایش کرد و سپاس گفت. او هیچ گروه انسانی را به

بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به مال و جان رعایا بازداشت. او تمامی کسانی را که به اسارت به بابل آورده

 شده بودند گرد هم آورد و منزلگاه آنها را به ایشان بازگرداند. کوروش همچنین قوم یهود را نیز از اسارت و بیگاری د

ر بابل آزاد کرد.

به دستور کوروش، شرح وقایع و دستورات وی روی یک لوح استوانه‌ای سفالین نگاشته شد و در معبد مردوک قرار

 گرفت.

طرفداران
از طرف برخی این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته می‌شود و در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان

ملل آن را به شش زبان رسمی سازمان منتشر کرد. بدلی از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک

 نگهداری می‌شود

برگردان
نسخه های جعلی بسیاری از ترجمه این منشور موجود است. در این لوح استوانه‌ای، کوروش پس از معرفی خود و

 دودمانش و شرح مختصر فتح بابل، می‌گوید که تمام دستاوردهایش را با کمک و رضایت مردوک خدای بابلی به

انجام رسانده است. وی سپس بیان می‌کند که چگونه آرامش و صلح را برای مردم بابل و سومر و دیگر کشورها به

 ارمغان آورده، و پیکر خدایانی که نبونید از نیایشگاه‌های مختلف برداشته و در بابل گردآوری کرده بوده را به

نیایشگاه‌های اصلی آنها برگردانده‌است.

پس از آن، کوروش بزرگ می‌گوید که چگونه نیایشگاه‌های ویران‌شده را از نو ساخته و مردمی را که اسیر

پادشاه‌های بابل بودند به میهن‌شان برگردانده‌است. در این نوشته اشارهٔ مستقیمی به آزادی قوم یهود از اسارت

 بابلیان نشده، اما با مطالعه و پژوهش منابع تاریخی مشخص شده‌است که آزادی یهودیان بخشی از سیاست

کوروش پس از فتح بابل بوده است.

برگردان و ترجمه متن کامل این منشور چنین است:

- خط ۱. «کورش» (در متن بابلی : «کو – رَ – آش»)، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه «بـابـِل»(با – بی – لیم)، شاه «سـومـر»(شو- مـِ – ری) و «اَکـَّد»(اَ‌ک – کـ َ- دی – ای)، …
- خط ۲. … همهٔ جهان.

از این جا تا پایان سطر نوزدهم، نه از زبان کورش، بلکه به روایت ناظری ناشناخته که می‌تواند نظر اهالی و بزرگان بابل باشد، بازگو می‌شود.

- خط ۳. … مرد ناشایستی به فرمانروایی کشورش رسیده بود.
- خط ۴. او آیین‌های کهن را از میان برد و چیزهای ساختگی به جای آن گذاشت.
- خط ۵. معبدی بَدلی از نیایشگاه «اِسَـگیلَـه»(اِ- سَگ – ایلَـه) برای شهر «اور»(او – ریم) و دیگر شهرها ساخت.

«اِسَـگیـلَـه / اِزاگیلا» نام نیایشگاه بزرگ «مردوک» یا خدای بزرگ است. این نام شباهت فراوانی با نام نیایشگاه ایرانی «اِزَگین» در «اَرَتـَه» دارد که در حماسهٔ سومری «اِنمِـرکار و فرمانروای اَرَته» بازگو شده‌است. آقای «جهانشاه درخشانی» در «آریاییان، مردم کاشی و دیگر ایرانیان»(تهران، ۱۳۸۲، ص ۵۰۷)، «اِزَگین» را به معنای «سنگ لاجورد» می‌داند. از سوی دیگر «کاسیان» نیز رنگ آبی را رنگ خداوند به شمار می‌آوردند و «کاشـّو / کاسـّو»، نام خدای بزرگ آنان به معنای «رنگ آبی» است. امروزه همچنان واژهٔ «کاس» برای رنگ آبی در گویش‌های محلی بکار می‌رود. برای نمونه در گیلان، مردان با چشم آبی را «کاس آقا» خطاب می‌کنند. همچنین برای آگاهی از پیوند اَرَتـَه با نواحی باستانی ِحاشیهٔ هلیل رود در جنوب جیرفت بنگرید به : مجیدزاده، یوسف، جیرفت کهن ترین تمدن شرق، تهران، ۱۳۸۲

- خط ۶. او کار ناشایست قربانی کردن را رواج داد که پیش از آن نبود … هر روز کارهایی ناپسند می‌کرد، خشونت و بدکرداری.
- خط ۷. او کارهای … روزمره را دشوار ساخت. او با مقررات نامناسب در زنـدگی مـردم دخالت می‌کرد. اندوه و غم را در شهرها پراکند. او از پرستش «مَـردوک»(اَمَـر – اوتو) خدای بزرگ روی برگرداند.

گمان می‌رود نام «مردوک» با واژهٔ آریایی و اوستایی «اَمِـرِتات/ مرداد» به معنای «جاودانگی / بی مرگی» در پیوند باشد. اما ویژگی‌های دیگر مردوک شباهت‌هایی با «اهورامزدا» دارد و همچون او در سیارهٔ «مشتری» متجلی می‌شده‌است. همان گونه که مردوک را با نام «اَمَـر – اوتو» می‌شناخته اند؛ از او با نام آریایی و کاسی ِ«شوگورو» نیز یاد می‌کرده‌اند که به معنای «بزرگ ترین سرور» بوده و با معنای اهورامزدا (سرور دانا / سرور خردمند) در پیوند است.

- خط ۸. او مردم را به سختی معاش دچار کرد. هر روز به شیوه‌ای ساکنان شهر را آزار می‌داد. او با کارهای خشن ِخود مردم را نابود می‌کرد … همهٔ مردم را.
- خط ۹. از ناله و دادخواهی مردم، «اِنلیل / ایـلـّیل» خدای بزرگ (= مردوک) ناراحت شد … دیگر ایزدان آن سرزمین را ترک کرده بودند.

منظور آبادانی و فراوانی و آرامش.

- خط ۱۰. مردم از خدای بزرگ می‌خواستند تا به وضع همهٔ باشندگان روی زمین که زندگی و کاشانهٔ شان رو به ویرانی می‌رفت، توجه کند. مردوک خدای بزرگ اراده کرد تا ایزدان به «بابـِل» بازگردند.
- خط ۱۱. ساکنان سرزمین «سومِـر» و «اَکـَّد» مانند مردگان شده بودند. مردوک به سوی آنان متوجه شد و بر آنان رحمت آورد.
- خط ۱۲. مردوک به دنبال فرمانروایی دادگر در سراسر همهٔ کشورها به جستجو پرداخت. به جستجوی شاهی خوب که او را یاری دهد. آنگاه او نام «کورش» پادشاه «اَنـْشان»(اَن – شـَ – اَن) را برخواند. از او به نام – خط ۱۳. او تمام سرزمین «گوتی»(کو – تی – ای) را به فرمانبرداری کورش درآورد. همچنین همهٔ مردمان «ماد»(اوم – مـان مَـن – دَه) را. کـورش با هر «سیاه سر» (منظور همهٔ انـسان‌ها) دادگرانه رفتار کرد.

در تداول، نام ِبابلی «اومان‌منده» را با «ماد» برابر می‌دانند. اما به نظر می‌آید که این نام بر همه یا یکی از اقوام آریایی که در هزارهٔ دوم پیش از میلاد به میان دورود مهاجرت کرده بوده اند؛ اطلاق می‌شده‌است.

- خط ۱۴. کورش با راستی و عدالت کشور را اداره می‌کرد. مردوک، خدای بزرگ، با شادی از کردار نیک و اندیشهٔ نیکِ این پشتیبان ِمردم خرسند بود.
- خط ۱۵. او کورش را برانگیخت تا راه بابل را در پیش گیرد؛ در حالی که خودش همچون یاوری راستین دوشادوش او گام برمی داشت.

ممکن است منظور دیده شدن سیارهٔ مشتری بوده باشد. در باورهای ایرانی، سیارهٔ مشتری نماد آسمانی ِ«اهورامزدا / مردوک» بوده‌است. نک به : بارتل ل. واندروردن، پیدایش دانش نجوم، ترجمهٔ همایون صنعتی زاده، ۱۳۷۲. او حتی منظور از «سپاه پر شمار او» را نیز ستارگان آسمان می‌داند.

- خط ۱۶. لشکر پر شمار او که همچون آب رودخانه‌ای شمارش ناپذیر بود، آراسته به انواع جنگ افزارها در کنار او ره می‌سپردند.
- خط ۱۷. مردوک مقدر کرد تا کورش بدون جنگ و خونریزی به شهر بابل وارد شود. او بابل را از هر بلایی ایمن داشت. او «نـَبـونـید»(نـَ – بو – نـ َ- اید) شاه را به دست کورش سپرد.
- خط ۱۸. مردم بابل، سراسر سرزمین سومر و اَکـَّد و همهٔ فرمانروایان محلی فرمان کورش را پذیرفتند. از پادشاهی او شادمان شدند و با چهره‌های درخشان او را بوسیدند.
- خط ۱۹. مردم سروری را شادباش گفتند که به یاری او از چنگال مرگ و غم رهایی یافتند و به زندگی بازگشتند. همهٔ ایزدان او را ستودند و نامش را گرامی داشتند.
- خط ۲۰. منم «کورش»، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابـِل، شاه سومر و اَکـَّد، شاه چهار گوشهٔ جهان.

از این جا روایت به صیغهٔ اول شخص و از زبان کورش بازگو می‌شود. استرابو نقل می‌کند که «کورش» نامی است که او پس از پادشاهی و با الهام از رود «کـُر» در جنوب پاسارگاد بر خود نهاد. پیش از این ، نام او «اَگـرَداتوس»(Agradatus) (اَگـرَداد / اَگـراداد) بوده‌است. نک به : جغرافیای استرابو، ترجمهٔ هـ. صنعتی زاده، ۱۳۸۲، ص. ۳۱۹.

- خط ۲۱. پسر «کمبوجیه»(کـ َ- اَم – بو – زی – یَه)، شاه بزرگ، شاه «اَنـْشان»، نـوهٔ «کـورش»(کـورش یکم)، شاه بزرگ، شاه اَنشان، نبیرهٔ «چیش پیش» (شی – ایش – بی – ایش)، شاه بزرگ، شاه اَنشان.
- خط ۲۲. از دودمانی کـه همیشه شاه بوده‌اند و فرمانروایی اش را «بـِل / بعل» (بـ ِ- لو) (خداوند / = مردوک) و «نـَبـو»(نـ َ- بو) گرامی می‌دارند و با خرسندی قلبی پادشاهی او را خواهانند. آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم؛

«نـَبو» ایزد نویسندگی و دبیری بوده، و نیایشگاه او به نام «اِزیدَه» خوانده می‌شده‌است. ورود کورش «بدون جنگ و پیکار» به بابل، نه تنها در گزارش او، بلکه در متون بابلی همچون «سالنامهٔ نبونید» و نیز در «تواریخ هرودوت»(کتاب یکم) تایید شده‌است. برای آگاهی از سالنامهٔ نبونید نگاه کنید به : Hinnz, W., Darios und die Perser, I, ۱۹۷۶, p. ۱۰۶.

- خط ۲۳. همهٔ مردم گام‌های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مَردوک دل‌های پاک مردم بابل را متوجه من کرد، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

پذیرش کورش توسط مردم، در «کورش نامه / سیروپدی»(Curou Paideia) نوشتهٔ گزنفون نیز تأیید شده‌است. گزنفون اظهار می‌دارد که مردمان همهٔ کشورها با رضایت خودشان پادشاهی و اقتدار کورش را پذیرفته بودند (سیروپدی، کتاب یکم).

- خط ۲۴. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.
- خط ۲۵. وضع داخلی بابل و جایگاه‌های مقدسش قلب مرا تکان داد … من برای صلح کوشیدم. نـَبونید، مردم درماندهٔ بابل را به بردگی کشیده بود، کاری که در خور شأن آنان نبود.
- خط ۲۶. من برده داری را برانداختم. به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همهٔ مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. مردوک از کردار نیک من خشنود شد.
- خط ۲۷. او بر من، کورش، که ستایشگر او هستم، بر پسر من «کمبوجیه» و همچنین بر همهٔ سپاهیان من،
- خط ۲۸. برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم. به فرمان مَردوک همهٔ شاهانی که بر اورنگ پادشاهی نشسته اند؛
- خط ۲۹. و همهٔ پادشاهان سرزمین‌های جهان، از «دریای بالا» تا «دریای پایین»(دریای مدیترانه تا دریای فارس)، همهٔ مردم سرزمین‌های دوردست، همهٔ پادشاهان «آموری»(اَ – مور – ری – ای)، همهٔ چادرنشینان،
- خط ۳۰. مـرا خراج گذاردند و در بابل بر من بوسه زدند. از … تا «آشـور» (اَش – شور) و «شوش» (شو – شَن)
- ۳۱. من شهرهای «آگادِه»(اَ – گـَ – دِه)، «اِشنونا»(اِش – نو – نَک)، «زَمبان»(زَ – اَم – بـَ – اَن)، «مِتورنو»(مـِ – تور – نو)، «دیر»(دِ – ایر)، سرزمین «گوتیان» و شهرهای کهن آن سوی «دجله»(ای – دیک – لَت) که ویران شده بود را از نو ساختم.
- خط ۳۲. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی که بسته شده بود را بگشایند. همهٔ خدایان این نیایشگاه‌ها را به جاهای خود بازگرداندم. همهٔ مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه‌های خود برگرداندم. خانه‌های ویران آنان را آباد کردم. همهٔ مردم را به همبستگی فرا خواندم.

با این که هیچ دلیل قاطعی در زرتشتی بودن ِکورش بزرگ در دست نیست؛ اما او همچون زرتشت به این باور کهن ایرانی پایبند بوده‌است که هر کس در پرستش خدای خود و انتخاب دین خود آزاد است.

- خط ۳۳. هم چنین پیکرهٔ خدایان سومر و اَکـَّد را که نـَبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود؛ به خشنودی مَردوک به شادی و خرمی،
- خط ۳۴. به نیایشگاه‌های خودشان بازگرداندم، بشود که دل‌ها شاد گردد. بشود، خدایانی که آنان را به جایگاه‌های مقدس نخستین شان بازگرداندم،

گشایش و بازسازی نیایشگاه‌ها به فرمان کورش، دست‌کم در یک متن دیگر شناخته شده‌است. بر این لوح چهار سطری که از «اَرَخ» در میان دورود کشف شده، آمده‌است : «منم کورش، پسر کمبوجیه، شاه توانمند، آن که «اِسَگیلَه» و «اِزیدَه» را باز ساخت.» برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به صفحهٔ ۱۵۶ مقالهٔ W. Eilers در کتاب شناسی.

- خط ۳۵. هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگانی بلند باشند. بشود که سخنان پر برکت و نیک خواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مَردوک بگویند: «به کورش شاه، پادشاهی که تو را گرامی می‌دارد و پسرش کمبوجیه جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار.»

در باورهای ایرانی، «سرای سپند» یا «اَنَـغْـرَه رَئـُچَـنـْگـْه» (اَنـَغران / اَنارام) به معنای «روشنایی ِبی پایان و جایگاه خدای بزرگ یا اهورامزدا و بهشت برین است.

- خط ۳۶. بی گمان در روزهای سازندگی، همگی ِمردم بابل، پادشاه را گرامی داشتند و من برای همهٔ مردم جامعه‌ای آرام فراهم ساختم. (صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم) …
- خط ۳۷. … غاز، دو اردک، ده کبوتر. برای غازها، اردک‌ها و کبوتران …

از سطر ۳۷ تا ۴۵ بخش نویافته‌ای است که در مقالهٔ «دربارهٔ منشور کورش» به آن اشاره شد. این نُه سطر دنبالهٔ بلافصل سطرهای پیشین نیست.

- خط ۳۸. … باروی بزرگ شهر بابل بنام «ایمگور-اِنلیل»(ایم – گور – اِن – لیل) را استوار گردانیدم …
- خط ۳۹. … دیوار آجری خندق شهر را،
- خط ۴۰. … که هیچ یک از شاهان پیشین با بردگان ِبه بیگاری گرفته شده به پایان نرسانیده بودند؛
- خط ۴۱. … به انجام رسانیدم.
- خط ۴۲. دروازه‌هایی بزرگ برای آن‌ها گذاشتم با درهایی از چوب «سِدر» و روکشی از مفرغ …
- خط ۴۳. … کتیبه‌ای از پادشاهی پیش از من بنام «آشور بانیپال»(آش – شور – با – نی – اَپ – لی)
- خط ۴۴. …
- خط ۴۵. … برای همیشه !

منشور کوروش در ایران
در جریان جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران، منشور کوروش به رغم مخالفت دولت وقت بریتانیا برای چند روز به ایران آورده شد و به نمایش در آمد. برای بار دوم منشور حقوق بشر کوروش برای نمایش به مدت ۴ ماه در روز جمعه ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۰ ساعت ۴:۲۵ دقیقه صبح تحت تدابیر امنیتی از بریتانیا وارد تهران شد. به همراه این منشور ویترین نمایش آن نیز آورده‌شد. مذاکرات برای انتقال این اثر تاریخی از ۵ سال پیش آغار شده‌بود که نهایتاً ۲ سال قبل موزه بریتانیا با انتقال آن به ایران موافقت کرد.

در روز شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۹ مراسم رونمایی از منشور با حضور و سخنرانی محمود احمدی‌نژاد و اسفندیار رحیم مشایی برگزار شد. طی این مراسم احمدی نژاد چفیه‌ی خود را بر گردن ۲ نفر که به‌عنوان نماد یک سرباز هخامنشی و کاوه آهنگر در مراسم حضور داشتند و سپس یک جوان بسیجی انداخت. در این مراسم نیل مک گرگور رئیس موزه بریتانیا در سخنرانی خود که پیرامون تاریخچهٔ منشور کوروش بود، حکومت کوروش را «بزرگترین امپراطوری جهان» و فتح بابل و منشور کوروش را «پیروزی امپراطوری هخامنشی» و «فرازی از تاریخ یهودیان» توصیف کرد و این منشور را یک «میراث همگانی و متعلق به همه انسان‌ها» دانست.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 15:22  توسط تروی  | 

چه گورا

 

 

GuerrilleroHeroico.jpg

 

ارنستو رافائل گوارا دلاسرنا

چه‌گوارا در روساریو دومین شهر بزرگ آرژانتین زاده شد و در آغاز ارنستو گوارا نام داشت. پدر او «ارنستو گوارا لینچ»

ایرلندی و مادرش «سلیا ده لاسرنا» اسپانیایی بود. این خانواده از طبقه متوسط جامعه با گرایش‌های چپ و

سوسیالیستی بودند. خانواده گوارا ستایشگر «خوزه مارتی» و هوادار جمهوریخواهان در دوره جنگ‌های داخلی

اسپانیا بودند. ارنستو گوارا ده لاسرنا - نام کامل چه - در ۱۴ مه ۱۹۲۸ در آرژانتین زاده شد.

در سال ۱۹۶۵ چه گوارا در یک اقدام مخاطره آمیز تصمیم سفر به غرب آفریقا گرفت تا معلومات و تجربیات خویش را

 به عنوان یک رهبر پارتیزان به شورشی که آن روزها در کنگو وجود داشت عرضه کند. باتوجه به رییس جمهور

 آلجرینایی کنگو احمد بن بلا چه گوارا فکر می‌کرد که آفریقا یک حلقه ضعیف نظام امپریالیسمی است و توانایی یک

 انقلاب بزرگ را در خود دارد. رییس جمهور مصری جمال عبدالناصر که به خاطر ملاقاتش با چه گوارا در سال ۱۹۵۹

رابطهٔ برادرانه‌ای با وی داشت برنامهٔ چه گوارا را در مورد جنگ در کنگو ناعاقلانه دید و به وی در مورد اینکه چهره

اش تبدیل به یک چهرهٔ تارزانی شود هشدار داد و وی را محکوم به شکست می‌دانست . علی رغم هشدارهای

وی چه گوارا راهنمای عمل کوبان با پشتیبانی حرکت سیمبا . مارکسیست که همزمان با بحرا کنگو اتفاق افتاده بود

 شد.

سربازان مزدور آفریقای جنوبی که رهبریشان را مایک هوارا بر عهده داشت که با ارتش کنگو کار می‌کرد در صدد

خنثی کردن برنامه‌های چه گوارا برآمدند . آنها می‌توانستند ارتباطات چه گوارا را ببینند و خطوط ارتباطی وی را تحریم

 کنند . با وجود اینکه چه گوارا در تلاش برای مخفی نمایاندن حضورش در کنگو بود دولت آمریکا از موقعیت مکانی

وی و فعالیت‌هایش آگاه بود. سازمان امنیت جهانی از تمامی سخن پراکنی‌های داخلی و خارجی وی که به وسیلهٔ

 تجهیزات برون مرزی یو اس ان اس والدز که یک سیستم پستی شنیداری شناور بر روی اقیانوس هند بود جلو گیری

 می‌کرد.


هدف چه گوارا صادر کردن انقلاب کوبا بوسیلهٔ تربیت دادن جنگجویان محلی سیمبا در مکتب مارکسیست و نظریه

فوکو و استراتژی‌های جنگی پارتیزانی بود.

در بامداد ۸ اکتبر ۱۹۶۷ در نزدیکی لاایگه را (دهکده کوچکی در بولیوی و در نزدیکی کوه‌های آند)، چه‌گوارا به همراه

چندتن دیگر از گروه چریکی به محاصره ارتش بولیوی -که به وسیله ماموران سیا و افسران آمریکایی همراهی

 می‌شد- درآمدند و دستگیر شدند. روز بعد چه توسط سربازان بولیویایی تران پس از شکنجه اعدام می گردد. چه

به قاتل خود می گوید:

« می دانم تو برای کشتن من آمده ای. مرا بکش. تو یک مرد را می کشی.  »

جلاد از شنیدن این جمله خجالت می کشد و شروع به تیر اندازی با یک مسلسل نیمه‌خودکارمی کند . ابندا ساق

 پای چه را هدف قرار می دهد و سپس دستان او را .در این هنگام چه بر روی زمین می افتد و دست خود را گاز

 می گیرد (شاید برای جلوگیری از گریه ) .در نهایت جلاد تیری به گردن و سینه چه میزند. به جلاد توصیه شده بود

که به سر وی شلیک نکند تا چنین به نظر آید که او در درگیری کشته شده است بقایای جسد چه گوارا در ۱۹۹۷

(میلادی) پیدا شد و به کوبا انتقال یافت. در سانتا کلارا بنای یادبودی به افتخار او ساخته شده‌است. او پیروزیهای

شگرفی در این شهر در جریان جنگ‌های انقلابی کوبا آفریده بود. فیدل کاسترو می‌گوید:

« در زندگی از دو خبر خیلی ناراحت شدم.یکی خبر مرگ مادرم و دیگری خبر مرگ چه گوارا.

 

جلاد چه گوا ماریو تران در سال 2006 به بیماری آب مروارید دچار شد و در یک بیمارستان در کوبا مداوا گردید. پسر

 وی در مصاحبه با روزنامه Santa Cruz de la Sierra این گونه بیان داشت: 4 دهه از زمانی که پدرم کوشید تا یک

رویا را نابود کند گذشت،و چه بازگشت و نبرد دیگری را برد. به او ماریو تران پیر چشمهایش را برای دیدن رنگ آسمان

 و جنگلها و خنده نوه هایش هدیه داد.

 

چهل سال بعد از اعدام چه گوارا هنوز هم زندگی وی و کارهایش یکی از بحث‌های ادامه‌دار در جهان است. خیلی از

 صاحب‌نظران از جمله نلسون ماندلا از وی به عنوان یک قهرمان نام می‌برد و او را الهام‌دهندهٔ آزادی برای تمامی

 کسانی می‌داند که آزادی را دوست دارند، همچنين ژان پل سارتر وی را هم روشنفکر می‌دانست و هم از او به

عنوان کاملترین انسان عصر ما یاد می‌کرد. چه گوارا یک قهرمان ملی دوست‌داشتنی برای کوبائیان باقی می‌ماند و

 تصاویر وی روی سکه‌های فلزی کوبایی را زینت داده‌است و دانش آموزان هر روز را در مدرسه با این حرف آغاز

 می‌کنند که: ما نیز مثل چه خواهیم شد. ترانه آستا سیمپره که به یاد او ساخته شده از ترانه‌های محبوب است و

به چند زبان اجرا شده است. در سرزمین مادری وی آرژانتین جایی که در دبیرستانها نام وی را به خاطر می‌سپارند

موزه‌های بیشماری از چه کشور را پر کرده‌است و در سال ۲۰۰۸ یک مجسمهٔ برنزی از او در شهر تولدش روزاریو

نصب گردید. علاوه بر این چه گوارا برای بعضی از بولیویایی‌ها به حضرت ارنست معروف است و او را فرد مقدسی

 دانسته و می‌پرستند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 16:6  توسط تروی  | 

 بمب افکن  B-2
 
 


 



بمب افکن فوق پيشرفتهء B-2 موسوم به Spirit يا «روح»، جهت پاسخگويي به نياز نيروي هوايي ايالات متحده در نبردهاي قرن آينده، طراحي و ساخته شده است. آنچه که براي برنامه‏ريزان پنتاگون مسجل شده است، تجهيز روزافزون کشورهاي متخاصم ايالات متحده، به انواع موشکهاي دوربرد و دقيق زمين به هواست که مي‏تواند مانع مهمي براي عملياتهاي آتي نظامي آمريکايي‏ها قلمداد شود. از اين رو، نسل جديد هواپيماهاي رزمي، مي‏بايست حداکثر پنهان‏کاري از رادار را حفظ نمايند. بمب‎افکن B-2 و در کنار آن هواپيماهايي مانند F/A-22 Raptor و F-117 Nighthawk با چنين ديدگاهي پا به عرصهء وجود نهادند.



B-2 Spirit که به وسيله کمپاني معظم «نورثروپ – گرومن» ساخته شد، يک بمب افکن پنهان‎کار (استيلت)، و چندکاره (Multirole) محسوب مي‏شود که قادر است انواع بمب‎هاي معمول و اتمي را پرتاب کند. اين بمب‏افکن، مرحلهء مهمي از برنامهء توليد بمب‏افکن‏هاي پيشرفته در ايالات متحده به حساب مي‏آيد. B-2، گران‏قيمت‏ترين هواپيمايي است که تاکنون در تاريخ جهان ساخته شده است؛ قيمتي که براي هر فروند آن تخمين زده مي شود، رقمي بين 1.157 تا 2.2 ميليارد دلار را بالغ مي‏شود. اين رقم، با توجه به دورهء ساخت هواپيما، از زياد به کم تغيير کرده است. تکنولوژي پنهان‎کاري، روشي است جهت نفوذ به سيستم‏هاي دفاعي که تا پيش از آن، توسط هواپيماهاي رزمي، غيرقابل نفوذ محسوب مي‎شد. توليد اوليه‏اي به تعداد 135 فروند، در نهايت در اواخر دههء 1980، به تعداد 75 فروند کاهش داده شد؛ اما بالاخره توسط پرزيدنت بوش (پدر)، تعداد نهايي جهت خريد، به 21 فروند رسيد و اين موضوع در جريان سخنراني سالانهء وي به تاريخ ژانويهء 1991 به اطلاع عموم رسانده شد. اين 21 فروند، به تدريج از تاريخ دسامبر 1993، به تدريج، به پايگاه هوايي «وايت من» (Whiteman) در ميسوري (Missouri) تحويل شدند. در سه سال اول ورود به خدمت، B-2 ها به حدود 90% توان عملياتي خود دست يافتند. در جريان يک ارزيابي به عمل آمده توسط نيروي هوايي ايالات متحده که نتايج آن نيز منتشر شد، دقت بمباران دو فروند B-2 مسلح شده، برابر 75 فروند هواپيماي معمول از نوع ديگر است!



خصوصيات:

مهمترين ويژگي B-2، بي‏نيازي از سوختگيري هوايي بر فراز اقيانوس آرام است. جهت برآوردن نياز نيروي هوايي به حملات اتمي عليه اتحاد شوروي، نياز به بمب‏افکني بود که بتواند بدون سوختگيري هوايي، خود را از طريق اقيانوس آرام به مرزهاي شوروي برساند و حملات اتمي خود را انجام دهد. مطابق دکترين دفاعي ايالات متحده، چين و کرهء شمالي هم از دشمنان بالقوهء آمريکا محسوب مي‏شوند. با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، چين و کرهء شمالي در زمرهء دشمنان درجهء اول ايالات متحده قرار مي‏گيرند که بازهم براي رسيد به فضاي اين کشورها، نياز به همان مسير عبوري اقيانوس آرام است.
قابليت سوختگيري هوايي، هنگامي مورد استفاده قرار مي‎گيرد که به روغنکاري موتورها (به دليل روغن موجود در بنزين) و همچنين افزايش مداومت پروازي، نياز باشد. با وجود در اختيار بودن بمب افکن‏هاي B-52 و B-1B، نيروي هوايي ايالات متحده، درخواست توليد B-2 را به عنوان بمب‏افکني سرنشين‏دار با قابليت مانده‏گاري ذاتي بالا، ارائه نمود. اين بمب‏‎افکن، بايد داراي قابليت کمتر ديده شدن (توسط رادار) بوده و يا به عبارتي پنهان‏کار (استيلت) باشد و به اهدافي که محافظت فراواني از آنها انجام مي شود، (بدون دغدغه) حمله کند. اين خصيصه‏اي است که بسيار در قرن 21 ام، مفيد واقع خواهد شد.
طرح انقلابي ادغام دو خصيصهء «کمتر مشاهده شدن با حفظ بازدهي بالاي آئروديناميک» و «توان بالاي بارگذاري مهمات»، امتيازات بسيار مهمي است که باعث تمايز B-2 از بمب‏افکن‎هاي پيشين مي‏شود. برد عبوري B-2 برابر 11000 کيلومتر بدون سوختگيري هوايي مي‏باشد. همچنين، قابليت کمتر مشاهده شدن توسط رادار، آزادي عمل بسيار بالايي در ارتفاعات بالا به اين بمب افکن مي‏بخشد، به همين دليل، برد هواپيما افزايش يافته و ميدان عمل بسيار باز و راحتي جهت سنسورهاي هدف‏ياب هواپيما فراهم مي‏شود.

با استفاده از «سيستم هدف‏ياب جهاني» (GATS) که ترکيبي است از سيستم مکان‏ياب جهاني (GPS) و بمب‏هاي هوشمند هدايت شونده به وسيلهء ماهواره مانند JDAM، بمب‏افکن B-2 مي‏‏تواند از رادار بسيار پرقدرت APQ-181 جهت تصحيح خطاهاي سيستم هدف‏ياب جهاني، بهره ببرد و دقت بسيار بيشتري به هنگام استفاده از بمب‏هاي هوشمند هدايت ماهواره‏اي نسبت به بمب‏هاي معمول هدايت ليزري کسب کند. بدين طريق، بمب‏افکن B-2 قادر است 16 هدف زميني را هم‏زمان مورد اصابت قرار دهد.
GATS مخفف GPS Aided Targeting System
JDAM مخفف Joint Direct Attack Monition

قابليت پنهان‏کاري B-2 ترکيبي است از کاهش موارد زير:
* تشعشعات مادون قرمز
* صداي موتورها
* تشعشعات الکترومغناطيس
* لکهء ايجاد شده بر صفحهء رادار

که همگي موارد فوق، باعث دشوار شدن رهگيري و شناسايي اين هواپيما مي‏شود. بسياري از مشخصات رادارهايي از نوع کمتر قابل شناسايي، محرمانه باقي مانده است؛ با اين حال استفاده از مواد کامپوزيتي (ترکيبي)، پوشش مخصوص روي بدنه و طرح موسوم به «بال پرنده»، مواردي هستند که در افزايش قابليت پنهان‏‎کاري اين بمب‏افکن، تاثيرگذار مي‏باشند.
بمب‏افکن B-2 دو خدمه دارد؛ يک نفر خلبان در سمت چپ و فرمانده ماموريت که در سمت راست قرار مي‏گيرند، اين دو نفر، تواني برابر چهار خدمهء بمب‏افکن B-1B يا پنج نفر خدمهء B-52 دارند.



تاريخچهء عملياتي :

تاريخ حيات بمب‏افکن B-2 از پروژه‏اي به نام Black Project که برنامه‏اي جهت ساخت «بمب‏افکن نفوذ کننده در ارتفاع بالا» يا HAPB بود، آغاز مي‏گردد. اين برنامه، سپس به ساخت «بمب‏افکن با تکنولوژي پيشرفته» يا ATB، تغيير جهت داد و داراي کد پروژه‏اي به نام Senior Cejay گرديد که در نهايت منجر به توليد B-2 Spirit شد. در طول دههء 1980، رقمي بالغ بر 23 ميليارد دلار، صرف تحقيق و توليد B-2 گرديد. همچنين با تغيير جهت هدف پروژه که در سال 1985 از ساخت بمب‏افکن ارتفاع بالا به يک بمب‏افکن ارتفاع پائين تغيير يافته بود، هزينه‏ها به شدت افزايش يافتند، زيرا به يک طراحي مجدد عظيم نياز بود. به دليل پنهان‏کاري شديدي که در طول مدت طراحي و ساخت B-2 اعمال مي‏شد و پروژهء ساخت آن، يکي از محرمانه‏ترين برنامه‏هاي نيروي هوايي ايالات متحده به شمار مي‏رفت، هيچ فرصتي جهت انتقاد از حجم سنگين هزينه‏هاي اين پروژه در نزد افکار عمومي ايجاد نشد.

HAPB مخفف High Altitude Penetrating Bomber
ATB مخفف Advanced Technology Bomber

اولين هواپيماي B-2 به تاريخ 22 نوامبر 1988 از آشيانهء خود در تاسيسات شمارهء 42 پايگاه هوايي Palmdale در کاليفرنيا (مکاني که در آنجا ساخته شد) بيرون آورده شد و به نمايش عموم درآمد. اولين پرواز B-2 به تاريخ 17 جولاي 1989 انجام پذيرفت.
مراکز ذيل که همگي در کاليفرنيا واقع هستند، عهده‏دار انجام تست‏هاي پروازي، مهندسي، طراحي و توليد اين هواپيما بودند:
Combined Test Forc
Air Force Flight Test Center
Edwards Air Force Base

روح ميسوري:

اولين هواپيماي B-2 که به نام «روح ميسوري» يا Spirit of Missouri نام گذاري شده بود، به تاريخ 17 دسامبر 1993 تحويل نيروي هوايي شد. دپوي تعمير و نگهداري اين هواپيما، بر عهدهء يک پيمان‏‎کار طرف قرارداد نيروي هوايي ايالات متحده است که اين هواپيماها را در مرکز لجستيک نيروي هوايي واقع در پايگاه هوايي Tinker در شهر اوکلاهاما پشتيباني و سرويس مي‏نمايد.


پيمانکاران توليد B-2:
پيمانکار اوليهء B-2 جهت طراحي کل سيستم ها و يکپارچه سازي بين آنها، بخش يکپارچه‏سازي سيستم‏هاي کمپاني معظم نوروثوروپ – گرومن است. شرکتهاي فرعي ذيل نيز در توليد B-2 شرکت داشته اند:
Boeing Integrated Defense System
Hughes Aircraft
General Electric Aircraft Engines

پيمانکار ديگر، شرکت سازندهء ادوات آموزشي جهت خدمهء اين بمب افکن است. اين ادوات آموزشي، شامل «سيستم آموزش تسليحات» و «سيستم آموزش ماموريت» مي باشد که ساخت آن توسط شرکت Link Simulation & Training انجام شده است. اين شرکت، شاخه اي از کمپاني L-3 Communications محسوب مي شود که L-3 نيز در گذشته جزئي از بخش آموزشي کمپاني هيوز موسوم به HTI يا Hughes Training Inc محسوب مي شده است. شرکت Link که در گذشته با نام ديگر CAE يا Link Flight Simulation Corp شناخته مي شد، همچنين عهده دار توسعه، تعمير و نگهداري و آشناکردن خدمه با اين سيستم‎هاي آموزشي نيز شد.

پايگاههاي B-2 :

تا اوائل سال 2003، پايگاه نيروي هوايي ايالات متحده به نام وايت‏من واقع در ميسوري، مرکز اصلي عملياتي بمب‏افکن‏هاي B-2 محسوب مي‏شد. سپس تاسيسات ويژهء تعمير و نگهداري B-2 ها در پايگاه نظامي مشترک بريتانيا و ايالات متحده به نام ديگوگارسيا واقع در اقيانوس هند ساخته شد. به دنبال آن و در سال 2005، اين تاسيسات در جزيرهء گوآم نيز استقرار يافتند. تجهيزات ويژهء اين تاسيسات، در پايگاه نيروي هوايي بريتانيا به نام Fairford در Gloucestershire انگلستان ساخته شدند.
*جزيرهء ديگوگارسيا يا Diego Garcia متعلق به بريتانيا مي‏باشد و در اقيانوس هند – حدود 1600 کيلومتري جنوب هندوستان - واقع است. (اين جزيره از جنوبي ترين ساحل ايران، فاصله اي در حدود 3400 کيلومتر دارد)
*جزيرهء گوآم يا Guam، متعلق به ايالات متحدهء آمريکا مي‎باشد و در غرب اقيانوس آرام قرار دارد.
*گلوس‏ترشر يا Gloucestershire شهري در جنوب غربي انگلستان است.

پايگاه ديگو گارسيا واقع در 900 کيلومتري جنوب مالديو



سابقهء شرکت در جنگ واقعي:

بي-2 تاکنون در سه عمليات جداگانهء رزمي شرکت داشته است.
اولين مورد استفاده از بي-2 در جريان جنگ کوزوو به سال 1999 بود. در جريان اين نبرد، هواپيماهاي بي-2 بسيار موفق عمل کردند و براي اولين مرتبه در جهان، بمب‏هاي هدايت ماهواره‏اي JDAM را به جهانيان معرفي کردند. به دنبال موفقيت عمليات کوزوو، اين بمب‏افکن‏ها در عمليات آزادسازي افغانستان از دست طالبان و همچنين عمليات آزادسازي عراق شرکت جستند.

بي-2 اولين هواپيمايي جنگي بود که تاخت و تاز خود را بر فراز افغانستان آغاز کرد. بي-2 ها پس از فرو ريختن هزاران تن بمب بر روي مقرهاي اصلي رژيم طالبان، خود را به پايگاه هوايي واقع در جزيرهء ديگوگارسيا مي‏رساندند و پس از فرود، سوختگيري و تعويض خدمه، پرواز بعدي خود را بلافاصله آغاز مي‏کردند. اين عمل، با فشردگي بيشتر، در جريان جنگ عراق نيز از پايگاه ديگوگارسيا به اجرا درآمد. هرچند ماموريت گروهي ديگر از بي-2 ها برفراز عراق، از محل پايگاه هوايي وايت‏من واقع در ميسوري انجام پذيرفت.
ماموريتها بر فراز عراق، همگي به بيش از 30 ساعت پرواز مداوم نياز داشتند که گاه در برخي ماموريتها، اين زمان به فراتر از 50 ساعت پرواز مداوم مي‏رسيد. در اين گونه پروازهاي طولاني مدت، خدمهء بي-2 ها به منظور غلبه بر خواب، مجبور به استفاده از قرص‏هاي محرک و ضدخواب موسوم به Modafinil يا Amphetamine مي‏شدند تا قابليتهايشان در جريان پروازهاي طولاني، حفظ شود.

مرکز آزمايش و ارزيابي عملياتي پنتاگون در گزارش سالانهء خود به سال 2003 گزارش داد که تعمير و نگهداري بمب افکن هاي اسکادران YF03 به شکل مطلوبي انجام نمي شود؛ دليل اين امر، به وجود مواد به کار گرفته شده جاذب امواج رادار يا ادواتي است که باعث حفظ وضعيت «کمتر ديده شدن» در اين هواپيما مي شود. با وجود اين مشکلات، بي-2 ها با حداکثر ميزان آمادگي، در عمليات آزادسازي عراق به سال 2003 شرکت جستند و در جريان اين جنگ، 583 عدد بمب هدايت ماهواره‏اي از نوع JDAM به سوي اهداف از پيش تعيين شده پرتاب کردند.


رادار کنترل آتش :

شرکت نورثروپ – گرومن، يک رادار جديد براي اين بمب افکن طراحي کرده است که داراي خاصيت پوشش جذب تشعشعات مي باشد تا ويژگي رادارگريزي بي-2، هنگام به کارگيري موثر سيستم رادار، کاهش نيابد. اين مواد جديد که در اصطلاح Alternate High-Frequency Material يا AHFM ناميده مي شوند، به وسيلهء چهار روبات پاشيده مي شوند. به وسيلهء رادار AN/APQ-181 ساخت Raytheon، که يک رادار ضربتي از نوع مخفي مي باشد و در J-band کار مي کند، خلبان بي-2 قادر است تا هواپيما را در پوشش عوارض طبيعي زمين نظير کوهها و تپه ها به پرواز درآورد. اين امر با پرواز بي-2 در ارتفاع 200 فوتي در پايگاه هوايي ادوارد مورد آزمايش و اثبات قرار گرفته است. به تاريخ نوامبر 2007، کمپاني سازنده رادار، Raytheon، قراردادي را جهت توسعهء رادار جديد از نوع AESA که در باند Ku کار مي کند، بدست آورد. اين رادار جديد جهت جلوگيري از تداخل کار رادار بي-2 با سيستم هاي ماهواره اي تجاري، قرار است پس از سال 2007 ساخته و تا پايان سال 2010 در بي-2 ها نصب شود.


سيستم هاي اقدام الکترونيکي متقابل يا ECM
* گيرندهء اخطار راداري (RWR) ساخت لاکهيد مارتين
* سيستم کمکي و مديريت دفاعي Defensive Management System يا DMS ساخت نورثروپ – گرومن و لاکهيد مارتين به نام AN/APR-50


سيستم هاي ناوبري و ارتباطات:

مجموعهء سيستم ناوبري بي-2، شامل موارد زير است:
* سيستم ناوبري تاکتيکي هوايي ساخت راک ول کالينز به نام Rockwell Collins TCN-250
* «ابزار ويژهء فرود» يا ILS به نام VIR-130A Instrument Landing System
*سيستم ارتباط راديويي بي-2 ساخت شرکت راک ول کالينز (Rockwell Collins) است. سيستم Milstar که يک مجموعهء بسيار پيشرفتهء استراتژيکي و تاکتيکي رلهء امواج ماهواره اي مي باشد، در بي-2 هاي سري Block 30 نصب شده است.

کابين:

کابين براي جاي دادن دو خدمه ساخته شده است. در کابين بي-2، از يک نمايشگر رنگي 9 کاناله موسوم به electronic flight instrumentation system يا EFIS استفاده شده است. بر روي اين نمايشگر، اطلاعات پرواز، موتورها، داده هاي کسب شده به وسيلهء حسگرها و وضعيت مهمات هواپيما به نمايش گذاشته مي شود. خلبان به وسيلهء تنها يک کليد سه حالته، مي تواند هواپيما را در حالت برخاستن (Takeoff mode)، حالت جنگي (go-to war mode) و حالت فرود (Landing mode) قرار دهد.



تسليحات:

تمامي مهماتي که در بي-2 نصب مي شوند، درون محفظه هاي داخل بدنه و در 2 محل جداگانه در مرکز هواپيما جاي مي گيرند. بي-2 قادر است تا 40000 پاوند مهمات شامل تسليحات معمول و هسته اي، بمب هاي هدايت شوندهء بسيار دقيق از نوع JDAM، بمب هاي سقوط آزاد و تعدادي جنگ افزار ويژهء ماموريتهاي دريايي با خود حمل کند.
هر جايگاه دروني مخصوص نصب مهمات، مشتمل بر يک «محل پرتاب چرخشي» (Rotary Launcher Assembly) و دو «محل قفسه اي شکل» (Bomb Rack Assembly) حمل بمب مي باشد.

* تا 40000 پاوند (18000 کيلوگرم) بمب 500 پوندي از نوع Mk82 به تعداد حداکثر 80 عدد نصب شده در محل BRA
* تا 27000 پاوند (12000 کيلوگرم) بمب 750 پوندي از نوع CBU به تعداد حداکثر 36 عدد نصب شده در محل BRA
* تا 16 بمب، هر کدام حداکثر به وزن 2000 پوند از نوع بمب‏هاي Mk84 و JDAM-84 و JDAM-102 در محل RLA
* تا 16 عدد بمب هسته‏اي سقوط آزاد از نوع B61 يا B83 در محل RLA
* بمب هسته اي بسيار پرقدرت «استحکام شکن» يا «نفوذگر به داخل زمين» به نام B61-11 جهت استحکامات حفاظت شدهء نصب شده در زير زمين.
* موشک کروز استراتژيک بسيار پيشرفتهء AGM-129؛ با برد 1500 مايل (2400 کيلومتر).
* 16 بمب هدايت ماهواره اي JDAM
(محل قفسه اي حمل مهمات (Bomb Rack Assembly) در بي-2، اخيرن توسط کمپاني نورثورپ – گرومن مورد بهينه سازي قرار گرفته است و در اين محل، اکنون مي توان 80 عدد بمب JDAM نصب کرد.)
به کارگيري سيستم‏هاي جديد الکترونيکي در Block 30 B-2A، استفاده از تسليحاتي نظير JSOW و بمب هاي هدايت ليزري GBU-28 را فراهم کرده است:
* بمب هدايت شوندهء موسوم به JSOW يا AGM-154 Joint Standoff Weapon
* موشک هوا به سطح JASSM يا Joint Air-to-Surface Stand-off Missiles
* بمب هدايت شوندهء WCMD يا Wind Compensated Munitions Dispenser


يک «سيستم رابط تسليحاتي» جديد موسوم به GWIS يا Generic Weapons Interface System در هنگام ارتقاء بي-2 ها به استاندارد Block 30 در آنها تعبيه شده است. به کمک اين مجموعهء ديجيتال جديد، بي-2 قادر مي شود تا مخلوطي از تسليحات گوناگون مبتني بر تکنولوژي Stand-Off (همانند JSOW) و direct attack munitions (همانند JDAM) را هم زمان و در يک سورتي پرواز، حمل نمايد. بدين جهت، بي-2 مي تواند هم زمان به 4 نوع از اهداف مختلف در يک ماموريت حمله کند.



موتور:

4 موتور توربوفن F118-GE-100 ساخت جنرال الکتريک، در داخل بدنهء بالها، جاسازي شده اند. در قسمت اگزوز اين موتورها، سيستم خنک کننده اي تعبيه شده است تا ميزان حرارت و بالطبع ميزان لکهء حرارتي ايجاد شده توسط بي-2، کاهش يابد. اين موتورها، بي-2 را با وزن ناخالص معادل 336500 پاوند قادر مي سازند تا به راحتي از باند برخاسته و به حداکثر سرعت زيرصوت دست يابد.

بي-2 در نمايشگاه هوايي:

به علت قيمت سرسام‏آور بي-2، نمايش آن در انظار عموم در آيندهء نزديک محتمل به نظر نمي‏رسد. به سال 2004 و در جريان انجام آزمايشات درجا (Static)، بي-2 در محل موزهء نيروي هوايي ايالات متحده در نزديکي ديتون در ايالت اهايو به نمايش عموم درآمد. اين آزمايشات به منظور سنجش سازهء بدنه و همچنين تست فشار تخريبي وارد بر يک نقطه انجام شدند. تيم ترميم کنندهء اين موزه، به مدت بيش از يکسال، جهت نصب دوبارهء قسمتهاي آسيب ديدهء بدنه صرف کردند. اين وصله‏هاي بدنه، به طور واضحي تنها قسمتهاي ظاهري بي-2 را شامل مي‏شدند، زيرا انجام آزمايشات درجا بر روي بدنه، به قسمتهاي داخلي‏تر، نتوانسته خسارتي وارد آورد. اگر اين آزمايشات بر روي يک بي-2 واقعي و عملياتي انجام مي‏شدند، اين نمايشگاه، مي‏توانست به عنوان نمايش دهندهء گران‏ترين مصنوع دست بشر شناخته شود.


يگانهاي به خدمت گيرنده ي B-2 :

* گردان 509 ام، مستقر در پايگاه هوايي وايت‏من (Whiteman) شامل اسکادرانهاي بمب‏افکن 13 ام، 393 ام و اسکادران آموزشي 394 ام
* گردان 53 ام، مستقر در پايگاه هوايي اگلين (Eglin) شامل اسکادران 72 ام آموزش و ارزيابي متعلق به پايگاه وايت‏من
* گردان 57 ام، مستقر در پايگاه هوايي نليس (Nellis) شامل اسکادرانهاي مسلح شدهء 325 ام و 715 ام (غيرفعال)


موضوعات متفرقه در موردB-2 :

* همهء بي-2 ها با نام‏هاي ايالات گوناگون آمريکا اسم گذاري شده‏اند. اين نام گذاري به صورت عبارت «روح + نام ايالت» معرفي شده است. اين موضوع دو استثناء دارد: هواپيماي شمارهء يک (AV-1) که به نام «روح آمريکا» يا Spirit of America و هواپيماي شمارهء 19 (AV-19) که به نام روح کيتي‏هاوک يا Spirit of Kitty Hawk اسم گذاري شده‏اند.

* بي-2، همانند بمب‏افکن F-117، بر پايهء قابليت کمتر ديده شدن يا ايجاد لکهء بسيار کوچک بر روي صفحهء رادار، ساخته شده است.

* به دلائلي که هنوز محرمانه نشده‏اند، لبه‏هاي حملهء بالها در بي-2، به وسيلهء يک جريان الکتريکي بسيار پرقدرت که منشا آن با جريان خروجي اگزوزهاي بي-2 متفاوت است، شارژ مي‏شوند.

* تقويت موتورهاي کم کشش بي-2 توسط کارشناسان Jane"s Defence مورد پيشنهاد قرار گرفته است.

* امروزه ثابت شده است که گازهاي يونيزه شده (پلاسما) که توسط آنتن رادار بي-2 ساطع مي‎‏شوند، تاثيري به مراتب بيش از اندازهء شکل ظاهري يک جسم جامد در افزايش سطح مقطع راداري، ايفا مي‏کنند. ممکن است دليل القاي ولتاژ قوي به لبه‏هاي حمله در بي-2، کاهش اين تشعشعات باشد. دليل ديگر مي‏تواند کاهش ميزان اصطکاک (پسا) باشد؛ زيرا هنگامي که قسمتهاي متحرک لبهء حمله (نظير اسلت‏ها) در جهت خاصي خم مي‏شوند، هواي يونيزه شده‏اي که به درون فضاي خالي ايجاد شده نفوذ مي‏کند يا ايجاد مي‎‏شود، به وسيلهء ولتاژ قوي القاء شده، اثرش کم شده يا از بين مي‏رود. به بياني ديگر، صحت اين امر – يعني القاي ولتاژ بسيار قوي به لبهء حمله جهت کاهش ميزان پسا در سرعتهاي مافوق صوت – پيشتر و به سال 1968، در جريان آزمايشاتي که در داخل تونل باد انجام گرفته، توسط مهندسين عاليرتبهء کارخانهء نورثروپ، به اثبات رسيده بود. اين آزمايشات القاي ولتاژ قوي به لبه هاي حمله، همچنين به منظور کاهش صداي ايجاد شده ناشي از برخورد جريان باد به بالها انجام شده بودند. (چگونگي و حقيقت اين امر بر ميزان کاهش صداي برخورد باد به بالهاي بي-2، هنوز مشخص نشده است.)

* تيم فوتبال «کانزاس سيتي بريگاد»، از طرح هواپيماي بي-2 به عنوان آرم باشگاه استفاده مي‏کند.

مشخصات عمومي B-2A سري Block 30

خدمه: 2 نفر
طول: 20.9 متر = 60 فوت
فاصلهء دو سر بالها: 52.12 متر = 172 فوت
ارتفاع: 5.1 متر = 17 فوت
مساحت بالها: 460 متر مربع = 5000 فوت مربع
وزن خالي: 71700 کيلوگرم = 158000 پاوند
وزن بارگذاري شده: 152600 کيلوگرم = 336500 پاوند
حداکثر وزن مجاز براي برخاستن: 171000 کيلوگرم = 376000 پاوند
پيشرانه: 4 موتور توربوفن ساخت جنرال الکتريک به نام F118-GE-100 با کشش هرکدام 17300 پاوندفيت = 77 کيلونيوتن


قابليت‏ها:

حداکثر سرعت: 764 کيلومتر بر ساعت = 475 مايل بر ساعت = 410 نات بر ساعت
برد: 12000 کيلومتر = 6500 مايل = 5600 ناتيکال مايل
سقف پرواز خدمتي: 15000 متر = 50000 فوت
وزن بارگذاري بال: 329 کيلوگرم بر مترمربع = 67.3 پاوند بر فوت مربع
نسبت کشش به وزن: 0.205

شناسنامهء کلي:

نوع هواپيما: بمب‏افکن استيلت (مخفي از رادار)
سازنده: نورثروپ – گرومن
اولين پرواز: 17 / 07 / 1989
ورود به خدمت: آوريل 1997
وضعيت: عملياتي
کاربر: نيروي هوايي ايالات متحده آمريکا
تعداد ساخته شده: 21 فروند
قيمت: 1.157 تا 2.2 ميليارد دلار (در سال 1998)



B-2 به عنوان بقاپذيرترين، پايدارترين و پيشرفته ترين هواپيماي تاريخ هوانوردي جهان شناخته مي شود



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389ساعت 15:3  توسط تروی  | 

                              سلاح هـــــــــــــــــــــــارپ

 

 هارپ (HAARP) یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقیق درباره لایه ی آیونوسفیر (

Ionosphere)  و  مطالعات معادن زیر زمینی (با استفاده از امواج رادیویی ELF/ULF/VLF) تاسیس شده است. ولی

 در واقع “پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن”  به منظور  کامل کردن یک سلاح جدید پایه گذاری گردیده است.

آیونوسفیر چیست و کجاست؟

لایه ی آیونوسفیر در بالاترین لایه ی اتموسفیر (Atmosphere) قرار دارد.


این لایه تشعشات خطرناک “ماورای بنفش” و “اکس ری” خورشید را  جذب کرده  و مانند سقفی از ورود آنها به

 زمین جلوگیری می نماید تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دلیل محیط الکتریکی موجود در

 آیونوسفیر  از این لایه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دلیلی

 دچار اختلال شود تاثیرا ت بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زیستن را مختل می کند.

لایه آیونوسفیر چه ارتباطی به هارپ (HAARP) دارد؟

سیستم هارپ (HAARP) طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثیر مستقیم داشته باشد. از نمونه های

 این تاثیرات قرمز و گداخته شدن و یا ذره بینی نمودن لایه را میتوان نام برد.

این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص (١٨٠ برج آنتن آلومنیومی به ارتفاع ۵٠/٢٣متر)

 تشکیل و برروی زمینی وسیعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گردیده است.

این آنتن ها امواج مافوق کوتاه  ELF/ULF/VLF را تولید و به آیونوسفیر پرتاب می کنند.


آنتن های هارپ (HAARP) در آلاسکا


اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آیونوسفیر و بازگشت به زمین قادر اند نه تنها به عمق دریا بروند بلکه فرا تر

 رفته و به اعماق زمین نیز وارد میشوند و عملکرد آن بمانند “رادیو ترموگرافی” (Radio Thermography) است که

 امروزه ژئولژیست ها برای  اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند.  وقتی یک موج کوتاه

 “رادیو ترموگرافی” به داخل زمین فرستاده میشود به لایه های مختلف برخورد کرده و آن لایه ها را به لرزه می

 آورده و از لرزش صدایی با فرکانسی مخصوص تولید و به سطح زمین باز میگرداند و ژئولژیست ها از صدای

 بازگشتی قادرند مخازن زیرزمین را شناسایی کنند.

با این تفاوت که رادیو ترموگرافی سیستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لایه های زیر زمینی را به لرزه

 درمی آورد و حال آنکه هارپ سیستم فوق الاده پیشرفته تری است که همان لایه های زمین را می تواند با

 استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد)  تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی

 است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر می شود, تاثیراتش بر روی آیونوسفیر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود.

 هدف از استفاده از این قدرت چیست؟



از نمودار فوق متوجه می شوید که آیونوسفیر گداخته شده (به رنگ قرمز دیده می شود) و سپس مثل یک قلب

 شروع به تپش میکند و از این تپش ها، فرکانس های فوق کوتاه تولید شده که پس از اصابت به زمین به  داخل آن

 نفوذ مینماید و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از این فرکانس فوق کوتاه و نیرومند، زمین زلزله و

 خرابی تولید میگردد.

برای درک چگونگی ایجاد زمین لرزه یک مثال بزنم: وقتی شخصی صحبت میکند، اول تارهای صوتی او میلرزند (مثل

 لرزش های ایجاد شده در آیونوسفیر). از این لرزش فرکانس صوتی تولید شده و پس از اصابت به پرده گوش

 شنونده، پرده گوش او را میلرزاند (مثل به لرزه در آوردن لایه های زیر زمین به سبب اصابت فرکانس های تولید شده

 از آیونسفیر) و سپس در گوش صدا تولید شده و شنونده آنرا به شنود.

با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ “با ویژگی معادن یابی” برای پیدا کردن مخزن های

 گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و یک ترموگراف برای

 این کار کافیست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفیر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می

 باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی

 سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی

 ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را میتوان برای هارپ به شمار آورد.

ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آیونوسفیر، پس از ورود به عمق دریا میتوانند صدمات جانی برای موجودات

 دریایی، به خصوص نهنگ ها و دلفین ها را در بر داشته باشند.

توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زیراند:

١-  ایجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا  ٢٠ هرتس به توسط  آیونوسفیر، که با برخورد

 امواج هارپ تولید شده و سپس به زمین فرستاده می شود و تا اعماق ٣۵ کیلومتری زمین نفوذ نماید که پس از

 برخورد  به لایه های مختلف زیر زمینی تولید صدا نموده و در پی آن ایجاد زلزله می نماید.      برای تعاریف “فرکانس

 باند” ها به اینجا اشاره کنید.

٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چین در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان

 مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست.       فیلم کوتاهی از این گذاختگی را

 تماشا کنید.



٢-  با قابلیت تکنولوژی “ترموگرافی” می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم

 شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.

٣- ایجاد سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سیل ها، طوفان هایی نظیر طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans) طوفان گانو عمان .

۴- انتقال نیروی برق از محل تاسیسات هارپ به نقطه ی دیگر از زمین و همچنین انتقال  برق از زمین به ماهواره ها.

۵- ایجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ایجاد

 “غش” و تولید  ”وهم” در مغز انسانها.

۶- ایجاد اختلال در جریان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپیوتر هواپیماهای مسافربری (مقاله ای از

 شرکت بوئینگ (Boeing) در این رابطه بخوانید)، جت های جنگنده، کشتی ها، زیر دریایی ها و غیره.

٧- ایجاد انفجار های عظیم زیر زمینی با قدرت بمب های اتمی و بدون تولید اشعه های رادیو اکتیو (Radioactive).

٨- اختلال درعملکرد طبیعی آیونوسفیر که چرخش زمین را در کنترل دارد. احتمال بسیار میرود که درصورت دستکاری

 های متناوب تاثیراتی در حرکت چرخشی زمین ایجاد گردد، بدین صورت که یا چرخش را سرعت بخشیده و یا کند

 نماید.

٩- ایجاد دیوارهای رادیویی ضد هواپیما و ضد موشک.

می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با این تکنولوژی جدید کاملا

 متروکه به شمار میایند به گونه ای که “هارپ” میتواند با یک عملکرد کلیه کامپیوتر های یک هواپیما را از فواصل دور

 از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.

با دقت متوجه میشوید هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهدید و یا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند

 به کشوری حمله کنند در این صورت برای جلوگیی از مزاحمت احتمالی کشور همسایه برای آنها زمین لرزه آورده و

 با سرکار گذاشتن آن کشور، برنامه های شوم خود را اجرا کنند.

 

در این مقاله ما فقط  به نکته ١، یعنی فقط در رابطه با ایجاد زلزله بتوسط  هارپ اشاره میکنیم.

در ابتدا نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه هایی که در بیست سال اخیر در ایران رخ داده اند. این اطلاعات را از

 وب سایت “پژوهشگاه زلزله شناسی ایران“  به دست آوردم. این نمودار با توجه به تعداد زمین لرزه های بالای

۳ ریشتر تهیه گردیده است.

نکته ی مورد توجه اینجاست که سیستم هارپ در سال ١٩٩٨ (١٣٧٧) تکمیل شد و این مصادف با سالیست که از

 آن به بعد به تعداد زمین لرزه ها در ایران اضافه شده است.



همان طوری که مشاهده می کنید، تعداد زمین لرزه هایی که در ایران در بیست سال اخیر آمده است رو به بالا

 بوده. محاسبات من اینگونه نشان میدهد که:

٧/٢٠٨  میانگین  بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧

۴/۶٣٩  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخیر برابر با :   ۴/٢٠۶ درصد

برای مقایسه نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه های بیست سال اخیر در نیوزیلند که یکی از زلزله خیز ترین

 کشورهای دنیا می باشد. اطلاعات را از وب سایت “جی ان اس - نیوزیلند” به دست آوردم.


 

٣/١۵۵٩٣  میانگین  بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧

٢/١۵٢٠۶  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

کاهش در دهه اخیر برابر با : ۴۶/٢ درصد

اگر به نمودار زلزله در آلاسکا، که مجموعه ی هارپ در آن واقع است دقت کنیم متوجه افزایش بسیار غیر طبیعی را

 در سال ١٣٨١ مشاهده می کنیم که تعداد زمین لرزه ها به یکباره چهار برابر سال های قبل می شود. این تغییر

 ناگهانی شاید به دلیل آزمایشات تحقیقاتی مسئولین هارپ در این ایالت باشد. اطلاعات زیر از از وب سایت “مرکز

 اطلاعاتی زمین لرزه آلاسکا” به دست آمده است.



٩/۴٧٧٣ میانگین  بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧

۴/١٨۶۵٨ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخیر برابر با : ٨/٢٩٠


چرا درصد زلزله ها در عمق ١۴ کیلومتر در ایران اینگونه بالا رفته اند؟

در حین جستجو ها به یک عدد ویژه ای برخورد کردم که به نظرم  غیر واقعی رسید. سئوالی برایم پیش آمد که

 چگونه اغلب زمین لرزه ها در چند سال اخیر در ایران در عمق ١۴ کیلومتر اتفاق افتاده اند؟ و وقتی نگاهی به دهه

 قبل انداختم متوجه شدم که عملا درصد زمین لرزه ها در این عمق یا صفر بودند و یا حد اکثر تا دو درصد.


یاد آور می شویم:  زمین لرزه های خطر ناک در لبه های “رگه گسل”  یا “Fault lines” تولید میگردند.

ارگ بم چه شد؟


بم بعد از ٢٠٠٠ سال ایستایی؟!


در اواخر آذر ماه ١٣٨٧ در اینترنت به دنبال مطالبی در مورد زلزله در ایران بودم، که به تالار گفتگو وب سایت پی

 سی ورلد رسیدم. در آنجا به مطلبی که شخصی با نام  ”عادل کهن” (adelkohan)  در مورد وقوع زلزله های پی در

 پی بندر لنگه نوشته بود برخورد کردم  که در زیر مشاهده می کنید:

من ساکن بندرلنگه هستم، شهری کوچک در کنار خلیج فارس.


دو هفته قبل زلزله زیاد میومد که کمتر از ۳ ریشتر بود. این زلزله ها تا دو هفته ادامه داشتند. در موقع زلزله بعضی

 از قسمت های دریا برای چند لحظه قرمز میشد و در این دو هفته ماهی ها میمردند و بعضی ها هم سوخته

 بودند. بعد چند روز بوی بد (مثل بوی فاضلاب) از طرف دریا به سمت شهر اومد.


در اخبار استان گفته بود که این به خاطر جلبک های سمی در دریا است (که من در این ٢٧ سالی که در بندرلنگه

 بودم جلبک سمی نشنیده بودم). بعد از این اعلام کرد که ماهی های بعضی مناطق استان را کسی مصرف نکند.

من یک تکه از فیلم حادثه عجیب که در دریا رخ داده می گذارم و نگاه کنید.

من خودم وقتی یک هفته زلزله پشت سر هم میکرد گفتم حتما کوه آتشفشان توی دریا است. حالا نظر دوستان

 چیه…

 



 


دلفین های چه شدند؟


در سال ١٣٨۶ , ١۵٢ دلفین در خلیج فارس به طور غیر منتظره در دو نوبت به فاصله یک ماه مرده و به ساحل دریا

 کشیده شدند. دسته ی اول شامل ٧٩ دلفین و دسته دوم هم ٧٣ دلفین بود.

دلیل های مختلفی برای مرگ این دلفین ها آورده شد ولی اگر از من می پرسید هیچ کدام قانع کننده نیستند. این

 دلفین ها کاملا مشخص است که سوخته اند! اینکه “خودکشی” کرده اند، یا اینکه به خاطر “فعالیت های صیادی”

 مرده اند جوابگوی سوختگی بدن های آنها را نمیدهد!

به گزارش خبرگزاری آفتاب “علت مرگ ٧٣ دلفین دیگر که یک ماه پس از حادثه نخست رخ داد را نیز این کارشناسا

ن بین‌الملللی در گزارش خود،  ‘عوامل طبیعی’ اعلام کرده‌اند که در این گزارش هنوز عوامل طبیعی ناشناخته است

 و می‌تواند ‘شوک’ یا ‘استرس’ باشد که در نتیجه آن یکی از دلفین‌ها به سمت ساحل آمده و مابقی نیز به دنبال

 آن آمده‌اند یا یکی از آن‌ها برای شکار ماهی به سمت ساحل آمده و بقیه نیز آمده‌اند و در ساحل که شیب

 ملایمی دارد، گیر کرده‌اند.” ٢/١٢/١٣٨۶


آیا پاسخ به سئوال مرگ دلفین ها در خیلج فارس “هارپ” نیست؟


آیا این اثر سوختگی نیست؟


هارپ (HAARP) یک پروژه ایست که مسئولین اعلام کردند برای “بررسی و تحقیق” درباره لایه ی آیونوسفیر بر پا

 شده است. ولی در واقع این یک سلاح پیشرفته ی جنگی جدید است که کلیه ی اسلحه های صده ی قرن

 بیستم را فلج می کند.

هزینه های این پروژه مشترکا از طرف نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه های دفاعی

 پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا است. لازم به یادآوریست که سیستم “هارپ” در کشورهای گرین لاند، نروژ،

 روسیه و همچنین در روی بعضی از ماهواره ها به جهت فلج کردن سیستم رادیویی هواپیما ها و نهایتا سقوط آنها

 استفاده میگردد.

نتایج:

همانطور که گفته شد ارتعاشات رادیویی هارپ باعث سرخ شدن لایه آیونوسفیر شده و این لایه را  به نوسان در

 می آورد.

این نوسانات به نوبه خود موجب صدا با فرکانس های کوتاه از ١ تا ٢٠ هرتس می شوند که فرکانس

(Extremely Low Frequency/Ultra Low Frequency   ELF/ULF)  نام دارند. این فرکانس ها پس از نفوذ به زمین،

 زمین زلزله ایجاد می کنند.

با توجه به ازدیاد درصد زلزله در سطح ایران در دهه اخیر نسبت به دهه پیشین که متجاوز به ۴/٢٠۶ % بوده است

 میتوان به وجود تاثیرات دیگری در ایجاد زلزله های مصنوعی پی برد، خصوصا آنکه این ازدیاد پس از آغاز فعالیت های

 هارپ واقع شده اند.

شایعات پیرامون هارپ

 

نظریات متعددی در مورد «خطرات پروژه»، و یا استفاده از این تأسیسات بعنوان یک سلاح تا کنون عنوان

گردیده‌است.از ایجاد وقوع زمین لرزه‌های متعدد در مناطق مختلف جهان، تا کنترل آب و هوا . ده‌ها ادعای مختلف

 در مورد پروژه هارپ عنوان گردیده‌است.مشهورترین این ادعاها از طرف گزارش روزنامه پراودا در روسیه و

 نیز هوگو چاوز در سال ۲۰۱۰ مطرح گردید که در آن مدعی شدند آمریکا با این تاسیسات زلزله هائیتی را خلق کرد.

 پرس تی‌وی نیز به نقل از نیروی دریایی روسیه مدعی شد که هارپ ایران را هدف قرار داده بود که «اشتباهاً

هائیتی مورد اصابت امواج زلزله‌ساز آن قرار گرفت».پیشتر، دومای روسیه در سال ۲۰۰۳ از وجود هارپ ابراز

نگرانی کرده بودند. مشابهاً، برخی نیز مدعیند که توفند کاترینا توسط تاسیسات مشابه روسها ساخته گردید تا به

 آمریکا ضرر بزند.

با اینکه امکان کنترل آب و هوا و غیره توسط پروژه‌هایی مثل هارپ از طرف افرادی چون جسی ونتورا با عنوان

«نظریات توطئه» مورد بررسی قرار گرفته. اما منابع متعدد دیگری نیز، از جمله نیروی هوایی آمریکا، این مباحث

 را مورد بررسی قرار داده‌اند. لیکن با اینکه چنین موضوعاتی از طرف منابع مختلف بسیاری مطرح گردیده‌اند، اما

هیچگونه سند یا مدرک مستدل علمی در پشتیبانی از تاثیرات هارپ و ادعاهای مربوطه تا کنون در مجامع علمی

مطرح و یا منتشر نگردیده، و توسط بسیاری از منتقدین «افسانه» و «نظریات توطئه‌انگیز» اطلاق گردیده‌اند

 

 

 

پیشنهادات برای پیش اخطار:

اینکه همه باید در مورد هارپ و ماهواره هایی که دارای چنین تکنولوژی هستند کاملا آگاه و مطلع باشند هیچ شکی

 نیست و قصد من در جمع آوری این اطلاعات صرفا به همین منظور نیز بوده است. بنابراین تقاضای ما از شما

 خواننده ی محترم با فروتنی چیزی جز این نیست که آنچه را که در این مقاله خوانده اید به دیگران انتقال دهید.

برای پیشگیری و دریافت پیش اخطار از این قبیل زلزله ها میتوان ایستگاهایی در حوزه های وسیع تاسیس و بکار

 گرفت و با اندازه گیری فرکانس صداهایی که از آسمان می آید به  بروز  این زلزله پی برد.

زمان دریافت پیش اخطارهای ELF بین ١۵ دقیقه تا ٣ ساعت قبل از وقوع زلزله متغیر است. زلزله ی چین ۳۰ دقیقه

 پس از مشاهده ی سرخی آیونوسفیر به وقوع پیوست.

اندازه گیری فرکانسELF/ULF  در جاهایی که خالی از فرکانسهای مزاحم دیگر از قبیل برق فشار قوی، فرودگاه ها،

 ایستگاه های رادیویی و تلفنی میباشد، انجام پذیر است.

نمونه ای از یک دستگاه ELF/ULF  سنج دستی و یک دستکاه Magnetometer را در زیر مشاهده میکنید. برای

 اطلاعاب بیشتر بر روی آنها اشاره کنید.



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 8:40  توسط تروی  | 

     

                     سخنان زیبا دکتر علی شریعتی

 

                                      تو و خداوند، نه تو و مردم

 

مردم اغلب بی انصاف ٬بی منطق و خود محورند٬ولی آنان را ببخش .

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند ٬ولی مهربان باش .

اگر موفق باشی دوستان دروغین ودشمنان حقیقی خواهی یافت٬ولی موفق باش.

اگر شریف ودرستکار باشی فریبت می دهند ٬ولی شریف و درستکار باش .

آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند ٬ولی سازنده باش .

اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند ٬ولی شادمان باش .

نیکی های درونت را فراموش می کنند ٬ولی نیکوکار باش .

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.

ودر نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم.

 

 

دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم

 

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند

                                             ستایش کردم ، گفتند خرافات است

                                              عاشق شدم ، گفتند دروغ است

                                                 گریستم ، گفتند بهانه است

                                                خندیدم ، گفتند دیوانه است

                                        دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم

 

                                            سرنوشت آزادی

 

آزادی!

در دامن اسارت می زاید٬

در زنجیر رشد می کند٬

از ستم تغذیه می کند٬

با غصب بیدار می شود…

های… این سرنوشت آزادی است!

 

تقسیم انواع آدم ها

 

دسته اول


آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند


عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم

می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

دسته دوم


آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند


مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند.

بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است.

دسته سوم


آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند


آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم

تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش

 و احترام قائلیم.

 

دسته چهارم


آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند


شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را

دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم.

 می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها

هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند.

 اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در

زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر

کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 5:46  توسط تروی  |